تبليغاتX

وب سایت مظلومیت

 


از ديدگاه سنت اسلامي، زيارت مؤمن در هر دو حال حيات و مرگ ثواب و اجر فراوان دارد، به ويژه اگر او، امام و پيشواي مؤمنان باشد.

به علاوه زيارت قبور انبياء و اوصياي آنان ترويج شعائر دين و زنده نگاه داشتن آئين و جاودانگي نام ايشان و توجه دادن دل‌ها به سويشان و تشويق و ترغيب مردم به پيروي از مرام و دينشان مي‌باشد، و اين كاري است كه همه عقلاي جهان آن را مي‌پسندند و هر قوم در احياي آثار بزرگانشان و زنده نگاه داشتن نام و نشانشان و رواج دادن مرامشان مي‌كوشند.

امام صادق عليه السلام فرمود: هر كس قبر امام و پيشواي بر حق را زيارت كند و در كنار آن، چهار ركعت نماز گزارد، خداوند براي او ثواب حج و عمره را نويسد.

آري، ديدار مزار پيغمبر و ائمه اطهار عليهم السلام تعظيم و بزرگداشت شعائر ديني است و تعظيم شعائر الهي از نشانه‌هاي تقواي دل‌ها است.

احاديث و رواياتي را كه در زمينه فضيلت زيارت قبر امام صادق عليه السلام وارد شده است، مي‌توان به دو بخش تقسيم كرد:

نخست سلسله احاديثي كه به طور عموم در ثواب زيارت قبور انبياء و اولياء آمده است.

و بخش ديگر احاديثي كه در فضيلت زيارت قبر شخص امام صادق عليه السلام نقل شده است.

احاديث بخش نخست فراوان است و ما به چند نمونه اشاره مي‌كنيم:

امام رضا عليه السلام فرمود:

براي هر امام و پيشواي بر حقي، بر گردن دوستان و پيروانش، حقي و تعهدي است و از آثار عمل به تعهد و اداي حق او، زيارت مرقد اوست. پس هر كس از روي علاقه و پس از پذيرش آئين او، به زيارت قبور انبياء و امامان بشتابد، بدون شك در روز رستاخيز، آنها شفيع او خواهند بود.

امام حسن عسكري عليه السلام فرمود: هر كس قبر امام جعفر صادق و يا پدرش امام باقر عليهماالسلام را زيارت كند. به چشم درد و ديگر بيماري‌ها مبتلا نمي‌شود و گرفتار از دنيا نمي‌رود.

اميرالمومنين حضرت علي عليه السلام فرمود:

زيارت خانه خدا را با زيارت قبر حضرت رسول اكرم صلي الله عليه و آله كامل كنيد. ترك زيارت قبر او، جفا و ستم است در حق او. وظيفه شماست كه به زيارت قبر او بشتابيد و نيز به زيارت قبور كساني كه بر گردن شما حق دارند بپردازيد و در كنار آن مزارها از خدا روزي بطلبيد.

امام صادق عليه السلام فرمود:

هر كس قبر امام و پيشواي بر حق را زيارت كند و در كنار آن، چهار ركعت نماز گزارد، خداوند براي او ثواب حج و عمره را نويسد.

از احاديث بخش دوم به ذكر دو حديث قناعت مي‌كنيم:

امام صادق عليه السلام فرمود:

هر كس قبر مرا زيارت كند گناهانش آمرزيده مي‌شود و هرگز فقير و بينوا از دنيا نمي‌رود.

امام حسن عسكري عليه السلام فرمود:

هر كس قبر امام جعفر صادق و يا پدرش امام باقر عليهماالسلام را زيارت كند. به چشم درد و ديگر بيماري‌ها مبتلا نمي‌شود و گرفتار از دنيا نمي‌رود.

منبع:

به نقل از کتاب صفحاتي از زندگاني امام صادق عليه السلام.

لينک مطالب مرتبط :

- سيرى در سيره امام صادق عليه السلام

- شيوه‏ هاى ارتباط شيعه با امام صادق عليه السلام

- جعفر صادق عليه السلام در محضر درس پدر (1)

- جعفر صادق عليه السلام در محضر درس پدر (2)

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت 7:31  توسط مجید اولاد | 

 


زبان رساى اسلام بود و مبين شريعت مصطفى(صلّي الله عليه و آله)

با سخنانى حكيمانه، منطقى استوار، علمى سرشار، برگزيده روزگار به شمار مي‌آمد و ... بنده شايسته پروردگار.

در سال‌هاى سياهى كه ابرهاى سلطه امويان، آسمان جهان اسلام را تاريك كرده بود و در سال‌هايى تيره‌تر، كه حكومت عباسيان، مسلمانان را به تيرگى نشانده بود. او خورشيد مدينه‌ي دين و دانش بود.

در ميان اين دو فصل سياه و سرد و ابرآلود، چند صباحى كه خورشيد وجودش از افق مكتب و مذهب تابيد، اسلام و قرآن را جان بخشيد.

او آبيارى نهال حق كرد تا اين بذر ايمان پا گرفت و در افق انديشه‌ها تابان شد.

دين، به نام او زنده گشت. درخت علم، در بوستان كلامش روييد و به برگ و بار نشست. گلشن فضل، از چشمه دانش او سيراب شد. كتاب فقه، با (الفباى صادقى) نگاشته گشت.

وقتى چشمه فضل و فقه و علم و كمال او مى‌جوشيد، حسودان و عنودان، زبان به طعن مى‌گشودند و تيغ دشمنى بر مى‌كشيدند و پاى خصومت پيش مى‌گذاشتند. ولى... كدام دانشور را مى‌توان شناخت و نام برد كه از گنج دانش حضرت صادق عليه السلام بهره نبرده باشد؟

و كدام معلم را مى‌توان يافت كه به اندازه او، تربيت يافته در مكتب عترت داشته باشد؟

حوزه‌هاى علميه، نقش شاگردى او را به سردرهاى خويش نوشته‌اند.

فقيهان دين مدار، خوشه چين حديث و حكمت صادقى‌اند.

آن چهار هزار گوش حكمت نيوش، كه از زبان اين حجت خدا حديث مى‌شنيدند و آن چهار هزار زبان و قلم كه به گفتن و نوشتن و ثبت و نشر حقايق دين از زبان او مى‌پرداختند، هر كدام منشورى بودند كه آن نورهاى تابان را در رواق انديشه‌هاى بشرى مى‌تاباندند و آن معارف ناب و والا را از عرش بلند (علم لدنى) حضرتش، بر فرش كتاب‌ها و دفترها فرود مي‌آوردند.

خوشا به حال آن چهار هزار حكمت آموز محضرش!

آنان، همچون نسيمى خوشبوى، از كوى معارف او گذشته، در پهنه قلمرو اسلام، جوهره دين را پخش مى‌كردند و "قال الصادق" گويان، كام تشنگان معرفت را عطر آگين مى‌ساختند.

عصرى بود كه بدعت گذاران و دين ستيزان، در قالب‌هاى مختلف به تحريف چهره آيين محمدى(صلّي الله عليه و آله) مى‌پرداختند.

امام صادق (صلّي الله عليه و آله) بود كه خورشيدگون مى‌تابيد و آن اوهام و خرافات و تحريفات را مى‌زدود.

درود بر سلسله نورانى راويان احاديث، آنان كه حلقه‌اى از (تعبد) و (اطاعت) بر گردن داشتند و بر گرد (آل الله)، پروانه‌وار مى‌چرخيدند و خوشه چين محضر آن انوار تابناك مى‌شدند، تا جهان در ظلمت نماند و بشريت از اين كوثر ناب و زلال، محروم نباشد.

ابان بن تغلب‌ها، هشام‌ها، مومن طاق‌ها، جميل بن دراج‌ها، ابوبصيرها، زراره‌ها، سماعه‌ها، عمار ساباطى‌ها، جابربن حيان‌ها، مفضل‌ها، صفوان‌ها و ... صدها ستاره فروزان، هر يك در فروغ گسترى مكتب امام صادق عليه السلام، نقشى عظيم داشتند و حاملان و وارثان و راويان و ناشران آن علوم بودند.

سيراب شدگانى بودند از اين زمزم جوشان!

باده نوشانى بودند از اين ساغر كوثرگون!

آنان، كام دل را با حلاوت (مكتب عترت) آشنا ساخته بودند و از پيشوايان دين، به ويژه از صادق آل محمد، نه تنها علم، كه عمل هم مي‌آموختند و نه تنها دانش، كه عصاره دين را از زبان او مى‌گرفتند. امروز، بام و در كشور ما، "صادقيه" است.

اينك، در كشور امام صادق (عليه السلام)، فرهنگ اهل‌بيت عليهم السلام، سارى و جارى است.

امروز، هر جا كه شيعه‌اى است، جعفرى است. و هر جا كه حوزه‌اى است، صادقى است! ...

"جواد محدثى"

لينک مطالب مرتبط :

- پيشواى صادق عليه السلام در انديشه مقام معظم رهبرى

- رساله‏ توحيد مفضل

- نيم نگاهى به سيره امام صادق عليه السلام

- سيماى شيعه در نگاه امام صادق عليه السلام

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت 7:28  توسط مجید اولاد | 

رمضان هر سال و به ويژه شب‌هاي قدر، فرصتي است كه مردم ما تجديد خاطره از علي‌(ع) مي‌كنند و با برگزاري مراسم عزاداري، به نكوداشت و تعظيم خاطره آن امام همام مي‌پردازند و شايد تقارن ضربت خوردن و شهادت آن حضرت با دو شب از شب‌هاي احتمالي قدر، تصادفي نباشد و فرصتي باشد كه در قدر و اندازه علي(ع) نيز تفكري مجدد شود.

به نظر مي‌رسد مسئله شهادت علي(ع) مسئله كهنه‌اي نباشد؛ يعني موضوع شهادت علي(ع)، موضوعي استمراري است كه اين راه، هر ساله تعدادي شهيد و قرباني دارد و ما با بزرگداشت ياد علي(ع) و حتي امام حسين(ع) به صورت نمادين، در حقيقت به بزرگداشت همه كساني مي‌پردازيم كه شهيد اين راه هستند. حال پرسش كليدي كه در اين جا مطرح است، اين‌كه آيا اگر علي(ع) با اين مشخصات در دوران‌هاي بعدي و به ويژه دوران امروز ما مي‌زيست، سرنوشتي غير از شهادت پيدا مي‌كرد؟ يعني آيا در محراب مسجد كوفه، علي(ع) بود كه به خاك و خون كشيده شد يا علي(ع) كسي بود كه وي را به جرم پاسداري و عدالت كشتند؟ به نظر مي‌رسد كه علي(ع) تقاص عدالت بي‌مثل و مانند خويش را پس ‌داد، همان‌گونه كه حسين(ع) تقاص ظلم‌ناپذيري خويش را. البته اين مطلب مي‌تواند طرح بحث يك موضوع علمي و تحقيقي باشد كه بايد صاحب‌نظران و شيعيان راستين و واقعي علي(ع) آن را مورد تدقيق و موشكافي قرار دهند.

در اين نوشتار، سعي شده است به شرايط و مؤلفه‌هايي كه باعث شهادت علي(ع) در زمان صدر اسلام اشاره شود و به مطالعه تطبيقي اين شرايط با وضعيت موجود جامعه پرداخته شود. اگر علي(ع) را وجود مقدسي بدانيم كه به كين عدالتخواهي كشته شد، امروز نيز اين راه و قافله كشته‌هايي نخواهد داشت كه به كين عدالت شهيد شوند؟ به ديگر سخن آن‌كه شايد كمي تلخ بنماياند؛ رفتار جامعه امروز ما با جامعه آن روز كوفه و مدينه و شام تفاوت جدي خواهد داشت يا نه و آيا همان الگو، امروز نيز الگوي عدالت‌ستيزان خواهد بود؟

علي(ع) در زمان حكومت خويش با چند دسته دوست و دشمن كه سرانجام همگي به دشمن تبديل شدند روبه‌رو بود:
1ـ سابقون: شايد بتوان از اين دسته به افرادي مانند «طلحه» و «زبير» اشاره كرد؛ يعني نسلي كه انقلاب رسول گرامي اسلام را درك كرده بودند و در آن زمان، جزو صحابه و به اصطلاح افراد نزديك به رسول‌الله(ص) شمرده مي‌شدند، اما بعدها در حکومت عثمان به همين بهانه، امتيازات ويژه‌اي گرفته و زماني که امام علي(ع) مانع آن شد، برآشوبيدند. در جامعه امروز ما نيز اين گروه همواره وجود داشته و دارند. در مدل تطبيقي، افرادي هستند كه در زمان حضرت امام(ره) در مصادر درجه يك حكومتي بودند و براي خود امتيازاتي متفاوت از مردم قائلند.

2ـ مسئولان حكومت‌هاي سابق: علي(ع) پس از رسول‌الله(ص) با سه حكومت روبه‌رو شد؛ گروهي از مسئولان اين حكومت‌ها و به ويژه استانداران آنها در گروه افرادي بودند كه علي(ع)، همواره مورد آزار و اذيت اين گروه قرار داشت. نماد بارز اين گروه، معاويه بود كه در زمان عمر و عثمان، متولي حكومت شام ـ كه از مرزهاي اسلامي به شمار مي‌رفت ـ بود. در جامعه امروز ما نيز اين گروه‌ها و افراد هستند.

3ـ معترضين: عملكرد جامعه اسلامي پس از رسول‌الله(ص) و در سه حكومتي كه بر سر كار آمده بودند، منجر به تشكيل طبقه‌اي از سرمايه‌داران و ثروتمندان شده بود. اندوختن ثروت از راه‌هاي نامشروع و با استفاده از رانت‌هاي حكومتي از مشخصات بارز اين گروه بود. وجود اين گروه در جامعه امروزي ما به خوبي پيداست و نياز به كمترين استدلالي ندارد.

4ـ متحجران و افرادي كه توسعه فكري پيدا نكرده بودند و به قشر و ظاهر و پوسته دين متمسك مي‌شدند و با تفسير نادرست آيات قرآن، به زعم خويش، از علي(ع) در دريافت پيشي گرفته بودند. اين گروه كه نماد بارز آن، «خوارج» بودند، پس از دشمني‌هاي فراوان، سرانجام به قتل علي(ع) مبادرت ورزيدند و فرق عدالت را در شب نوزدهم رمضان و در محراب مبارزه با ظلم و بي‌عدالتي، شكافتند.

5ـ عامه مردم: عامه مردم معمولا تحت تأثير طبقه نخبگان جامعه قرار مي‌گيرند و به نوعي، رفتاري تبعيت‌آميز دارند. اين گروه بسيار بزرگ جامعه به خودي خود، نه تنها بد نيستند، بلكه در شرايط معمولي و عادي، طالب عدالت نيز هستند، اما به تجربه ثابت شده است كه عامه مردم، عدالت را تا آنجا مي‌پذيرند كه حق ايشان را از ديگران بستاند و آنگاه كه از ناحيه عدالت ضرري متوجه خود آنان بشود، روي خوش به آن نشان نمي‌دهند و آن را افراطي‌گري مي‌شمارند؛ بي‌دليل نيست كه در جامعه‌اي، رهبر و امام مسلمين و خليفه آنان را مي‌كشند و آب از آب تكان نمي‌خورد. به ديگر سخن، شايد عامه مردم نيز به نوعي توان پرداخت هزينه‌هاي عدالت علي(ع) كه با هيچ كس حتي فرزندان خويش مسامحه نمي‌كرد و دست ياران خويش را كه كوتاهي در امر دين ورزيده بود، قطع مي‌كرد، نداشتند. گله‌ها و شكايت‌هاي متعددي كه علي(ع) از مردم جامعه مي‌كند به خوبي ترسيم‌كننده اين شرايط است.

حاصل سخن آن‌كه علي(ع) حتي اگر در جامعه امروز ما زندگي مي‌كرد، چه بسا سرنوشتي جز سرنوشت غم‌انگيز صدر اسلام نداشت. بسيار ساده‌انديشي و ناپختگي خواهد بود اگر گمان كنيم كه جامعه علي(ع) افرادي بي‌دين و ناآشنا با مباني ديني و دستورهاي شرع مقدس بوده باشند. برعكس، در آن جامعه، افراد بسيار بزرگ و صحابه رسول‌الله(ص) بودند كه حتي در يك دوران تحت تربيت انسان‌ساز رسول‌الله(ص) به طور مستقيم قرار گرفته بودند. در آن جامعه «سيف‌الاسلام»ها داشتيم؛ كساني كه در گسترش اسلام و در جهادهاي فراواني بعضا هم‌ركاب حسنين(ع) شركت كرده بودند و بيشترين سهم را در گسترش تصرفات اسلامي داشتند؛ اما بر خلاف بسيجي‌هاي گمنام و بي‌ادعاي جامعه، خود را مستحق امتيازات ويژه و مال و منال و پست و مقام متفاوت از مردم مي‌دانستند و طبعا عدالت‌خواهي علي(ع) آنچنان دقيق و شفاف بود كه هيچ‌گونه اضافه‌خواهي را به هيچ دليل نمي‌پذيرفت. آري، اگر دقت كنيم، خواهيم ديد كه امروز نيز جامعه ما به همان دلايل، تاب عدالت علوي و جامعه موعود مهدوي(عج) را ندارد و شايد برترين دليل غيبت مهدي(عج) كه بنا به روايات امامان معصوم، عدالت علوي را كاملا در جامعه برقرار مي‌كند، همين باشد.
اللهم عجل فرجه

سيدعلي حسيني

http://baztab.com/news/50833.php

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم آبان 1385ساعت 7:13  توسط مجید اولاد | 
زماني که به دهه آخر ماه مبارک رمضان نزديک مي شويم و به ياد شب قدر مي افتيم و آيات سوره قدر را مرور مي کنيم، بار ديگر با پرسش هر ساله خداوند از انسان روبرو مي شويم که: تو چه داني که شب قدر چيست؟ شايد به جرئت بتوان گفت که اين پرسش آسماني ترين پرسشهاي قرآن کريم باشد که تا ابد پاسخ مي طلبد و انسان را به تفکر در باب غيب وامي دارد. و خداوند خود در ادامه آيه پاسخ آن را واضح ساخته است.

از دل اين پرسش خداوند پرسشهاي بسيار ديگري متولد شده اند که آنها نيز پاسخ مي طلبند. معناي محصل قدر و تقدير و شب قدر و فرود آمدن فرشتگان و روح در اين شب چيست؟ از دير زمان عالمان مسلمان در پي پاسخ به اين پرسشها زحمات بسياري متحمل شده اند. اما تا چه حد موفق شده اند که به پاسخي قانع کننده برسند جاي تامل دارد. براي آشنايي بيشتر خوانندگان به برخي از اين پرسش و پاسخها که ممکن است در اين ايام براي هر کسي پيش آيد مي پردازيم:

1- شب قدر چيست؟
شب قدر بر طبق بيان قرآن کريم نامي است براي شبي که در آن قرآن کريم بر پيامبر عظيم الشان نازل شد و عالم معناي بي نهايت آنقدر فرود آمد تا توانست پا به عرصه عالم اين جهاني با نهايت گذاشت و با آن پيوند خورد. خداوند در سوره قدر مي فرمايد: إِنَّا أَنزَلْنَهُ فى لَيْلَةِ الْقَدْرِ ، ما اين قرآن را در شب قدر نازل کرديم.

2- چرا «قدر»؟
گفته شده است که شب قدر را از آن رو «قدر» ناميده اند که خداى تعالى در آن شب حوادث را تقدير و اندازه‏گيرى مي کند. به اين معنا که زندگى ، مرگ، رزق، سعادت، شقاوت و چيزهايى از اين قبيل را از آن شب تا شب قدر سال آينده مشخص مي سازد. شاهد بر اين معنا را آيه سوره دخان دانسته اند كه در وصف شب قدر مي فرمايد: انا انزلناه في ليله المبارکه انا کنّا منذرين، فيها يفرق كل امر حكيم، امرا من عندنا انا كنا مرسلين رحمة من ربك، (44دخان، 2-4) «ما قرآن را در شبي مبارک نازل کرديم، به راستي که ما هشدار دهنده بوديم، در آن هر کاري استوار فيصله مي يابد. کاري است از جانب ما، ما فرستنده بوديم.» مرحوم علامه طباطبايي در ذيل آيه همين معنا را خواسته اند از تحليل زبان آيه استخراج کنند و مي نويسند چون فرق به معناى جدا سازى و مشخص كردن دو چيز از يكديگر است، اين همان تقدير و اندازه‏گيرى است.

در حديثي معتبر امام باقر(ع) در تفسير اين آيه مي فرمايند: در اين شب خير و شر، طاعت و معصيت، مرگ و زندگي و روزي سال مسجل مي شود. ولي در عين حال مشيت الهي نيز همچنان در کار است. سؤالي که در اينجا مطرح مي شود اين است که اصولاً مقدر کردن امور سالانه به چه معناست؟ چرا سال به سال؟ مگر در علم ازلي خداوند مقدرات عالم نبوده است که احتياج به انجام آن در شب هاي قدر است. آيا عملکرد انسان در اين شبها نقش تعيين کننده دارد؟ در اين صورت نقش اختيار انسان و عملکرد او در قبل و بعد از اين شب، در زندگي او چگونه قابل توجيه است؟ آيا مقدرات الهي چنانچه قرآن کريم مي فرمايد از ابتداي خلقت بوده است:خلق کل شيء فقدره تقديرا (25فرقان،2) وکان امر الله قدراً مقدورا(33احزاب،38) و کل شيء عنده بمقدار(13رعد،8) يا اينکه همانگونه که در حديث شيخ صدوق در معاني الاخبار آمده است همه مقدرات تا روز قيامت در شب قدر انجام گرفته است. ان الله تعالي قدّر فيها ما هو کائن الي يوم القيامه يا به اخبار مربوط به شب قدر توجه کنيم که آن را هر ساله در شب قدر دانسته است. مگر اينکه گفته شود اين سه مرتبه از تقدير الهي است.

در هر صورت مرحوم علامه شعراني در پاورقي تفسير منهج الصادقين در ذيل آيه دوم سوره قدر مي نويسد: «مقدرات مردم که علم خدا بدان تعلق گرفته است از ازل مبين بود، چون علم خدا ازلي است و آنچه خداوند به سبب دعا و اسباب ديگر محو و اثبات مي کند در همه اوقات است و خداوند وعده اجابت را منحصر به شب قدر نساخته است. اينکه تقدير مقدرات در شب قدر خواهد بود از مشکلاتي است که معني آن بر ما معلوم نيست. مگر اينکه بگوييم دعا در اين شب به اجابت نزديک تر است.»

3- شب قدر در چه ماهي قرار دارد؟
شب قدر به اتفاق شيعه و سني يکي از شبهاي ماه مبارک رمضان است. اين ماه تنها ماه از ماههاي سال است که قرآن کريم از آن نام برده است. خداوند در سوره قدر مي فرمايد: إِنَّا أَنزَلْنَهُ فى لَيْلَةِ الْقَدْرِ ، ما اين قرآن را در شب قدر نازل کرديم و در جاي ديگر مي فرمايد: شهر رمضان الذى انزل فيه القرآن هدى للناس و بينات من الهدي و الفرقان(2بقره،185) ماه رمضان ماهي است که در آن قرآن، براي هدايت بشر، نازل شد. اين کتاب داراي آيات راهگشاست و تفکيک کننده حق از باطل است.

4- اهميت شب قدر به چيست؟
به احتمال قوي اهميت اين شب به اهميت حوادثي است که در آن اتفاق افتاده است و به تبع آن در آن اتفاق مي افتد. مهمترين اهميت ماه رمضان در اين است که قرآن کريم، و حتي، (بنابر برخي روايات) ديگر کتب آسماني، در يکي از شبهاي آن نازل شده است. برکت اين حادثه چنان وسيع است که تمام حيات بشر را تحت تاثير خود قرار داده و ظرفيت آن را داشته است که انسان را از تيرگي و ظلمات به روشني و نور رهنمون سازد. شب قدر باعث گرديد تا تاريخ به صورتي ديگر صيرورت يابد و مقدرات عالم به گونه اي متفاوت رقم بخورد.
هيچ نعمت بشر به لحاظ اهميت به پاي نعمت قرآن که کلام خدا و ظهور حق در عالم ماست نمي رسد. اين نعمت سند سعادت و رستگاري آدميان است. شايد به شکرانه برکت نزول اين متن در در اين ماه مبارک بوده است که به مسلمانان گفته شده است تمام اين ماه را عيد بگيرند و در آن روزه بدارند و با قرآن انس گيرند. باشد که به تقوايي نائل شوند که در پرتو پاکي ناشي از آن، تمام سال خود را بيمه کنند.

سفارش به قدر شناسي از اين شب کانوني سال، در دستورات ديني نيز در همين راستا قابل توجيه است. که هزار ماه که يک عمر طولاني است و تقريباً برابر حکومت خاندان اموي(1096 ماه) بر اريکه قدرت است با ارزش اين شب که همراه قرآن است برابري نمي کند، قرآن کريم ظرفيت عمل آن شب را معادل ظرفيت عمل هزار ماه(83 سال و اندي)ديگر، که در آن شب قدر نباشد، اعلام کرده است. عمل خير در اين شبها از عمل خير هزار شب بدون قرآن، افزون است. درهاي آسمان در اين شب با فرود قرآن باز شد و در پرتو آن شيطان در آن شب به زنجير شد و اعمال بندگان در آن قبول حق گشت.

5- چه چيز قرآن در شب قدر نازل شد؟
در قرآن کريم واژه «قرآن» هم به معناي تمام قرآن و هم به معناي جزء قرآن مورد استفاده قرار گرفته است. همين تنوع استعمال باعث گرديده است که مفسرين ديدگاههاي متفاوتي در مورد آنچه در شب قدر نازل شد پيدا کنند. مهمترين اين ديدگاهها عبارتند از:

الف) از نظر افرادي چون محمد بن اسحاق، شعبي، فخر رازي، زمخشري از اهل سنت و ابن شهر اشوب و شيخ مفيد، سيد مرتضي، و از معاصرين نعمت الله صالحي و محمد هادي معرفت از شيعه،: هر امر زماني و تاريخي، شروع و آغازي دارد و شب قدر، شب آغاز نزول قران بوده است. دليل اين قول کلام خداوند است که مى‏فرمايد : و قال الذين كفروا لو لا نزل عليه القرآن جملة واحدة كذلك لنثبت به فؤادك و رتلناه ترتيلا . کفار گفتند: چرا قرآن به يکباره نازل نشد؟ بدين سان به يکباره فرود نيامده است تا دلت را بدان استوار کنيم و آن را کم کم و پياپي بر خوانديم. و قرآنا فرقناه لتقراه على الناس على مكث و نزلناه تنزيلا. قرآن را جدا جدا کرديم تا بر مردم با درنگ بخواني، و آن را به تدريج نازل کرديم.

ب) احتمالي را فخر رازي و تعدادي از مفسرين ديگر مطرح کرده اند که بر طبق آن: هر سال در ماه رمضان آيات مورد نياز سال بر پيامبر(ص) نازل شده است. دليل آنان عام بودن واژه رمضان است که شامل هر ماه رمضان مي شود.
ج: در بين مفسرين و اهل حديث سني و شيعه مثل طبري، فخر رازي، سيوطي، شيخ صدوق، فيض کاشاني، عياشي و علامه طباطبايي نظر سومي وجود دارد که در بين عموم اين نظر مشهورتر است. بر طبق اين نظر قرآن کريم دو نزول داشته است. يک نزول دفعي و يک نزول تدريجي. آنچه در شب قدر نازل شد، نزول قرآن به طور کامل و دفعي بود. همين قرآن يکبار ديگر بطور تدريجي متناسب با شرايط مختلف اجتماعي نازل گرديد. اين ديدگاه بر طبق رواياتي تنظيم شده است که مي گويد قرآن کريم شب قدر به يکباره به بيت العزة در آسمان اول يا بيت المعمور در آسمان چهارم نازل شد سپس بر رسول خدا به مناسبت هاي مختلف در طول 23 سال يا 20 سال نازل گرديد.
محدثين و اخباريين نمي توانند اين احاديث را ناديده گرفته و از آنها عبور کنند. اما آنچه فراروي ذهن نقاد وجود دارد سه پرسش است: ميزان صحت سندي اين روايات در چه حد است؟ دوم محتواي آن تا چه اندازه معقول است و نهايتاً فايده عملي نزول دفعي آنهم از جانب خداوند حکيم که کار بيهوده انجام نمي دهد چيست؟

مرحوم نعمت الله صالحي اسناد و محتواي اين روايات را مفصل به نقد کشيده است و چون بحثي فني است و ممکن است براي خوانندگان سودمند نباشد از آن مي گذريم. خلاصه نقد آقاي معرفت، از محتواي اين احاديث را، به نقل از کتاب «التمهيد» به صورت مختصر مي آوريم. ايشان مي نويسد:

1- شيخ مفيد و سيد مرتضي مي گويند: اصولاً روايات در فهم قرآن دليل تعبدي نيستند، چون تعبد در عمل است نه در عقيده و درک. از آنجا که روايات نزول يکباره، اخبار واحد و گاه متعارض هستند و نه موجب علم است نه مفيد پذيرش تعبدي در عمل، به آن اخبار اعتنا نمي کنيم.2- فهم مردم زمان نزول قرآن از واژه قرآن، قرآن کامل نبوده است بنابراين وقتي قرآن مي فرمايد: شهر رمضان الذى انزل فيه القرآن هدى للناس و بينات من الهدي و الفرقان(2بقره،185) منظور، مطابق فهم مخاطبين، تمام قرآن نيست. 3- اين قرآن با الفاظ و عبارات و تفصيلات و خصوصياتش عقلاً نمي تواند يکجا و در يک شب نازل شده باشد.

4- در بسياري از آيات قرآن اشاره به حوادث گذشته زندگي مسلمانان مثل مهاجرت، مهاجر و انصار، جنگ بدر و احد و تبوک، مسجد ضرار و ...دارد، اگر اين آيات در شب قدر نازل شده بود، از نظر ادبي نبايد با فعل گذشته به کار مي رفت بلکه بايد با فعل مستقبل (آينده دور) بيايد. اگر اين آيات به چيزي که اتفاق نيفتاده است بگويد قبلاً اتفاق افتاده است، براي پيامبر سخناني بي معنا و غير واقعي و کذب نازل شده است. 5- در صورتي که قرآن در شب قدر نازل شده باشد، ناسخ و منسوخ، عام و خاص، مطلق و مقيد در آن معنا نداشت. 6- اينکه قرآن در شب قدر به از يک جايگاه بلند به جايگاه بلند ديگر مثل آسمان چهارم برسد چه اهميتي دارد که خداوند در قرآن کريم اين حادثه را از هزار ماه برتر بداند.

تمام اين اشکالات بر نظريه سوم وارد است، مگر اينکه گفته شود: قرآن شب قدر، با قرآن فعلي تفاوت داشته است. بنابراين براي فرار از اين انتقادات، برخي از علماي دين دست به تاويل روايات زده اند. شيخ صدوق در کتاب اعتقاداتش بدون هيچ دليلي مي گويد: همه قرآن در آن شب نازل نشد بلکه تنها علمي اجمالي از قرآن به پيامبر(ص) داده شد. فيض کاشاني نيز، بدون هيچ دليل نقلي، ولي با يک تاويل ذوقي در تفسير صافي مي گويد: بيت المعمور همان قلب پيامبر بوده است و آسمان چهارم مرتبه چهارم عالم ماده است. او جماد، نبات و حيوان را سه آسمان و مرتبه انسانيت را به مرتبه آسمان چهارم تاويل کرده است. علامه طباطبايي در تفسير الميزان براي نزول دفعي و تدريجي دو استدلال ارائه کرده اند. يکي استدلال لغوي و ديگر استدلالي عقلي. در استدلال لغوي مي گويند: فرق ميان انزال و تنزيل اين است كه انزال به معناى نازل كردن دفعى و يك پارچه است ، و تنزيل به معناى نازل كردن تدريجى است. استدلال دوم اينکه: كلمه(قرآن) اسم كتابى است كه خداى تعالى آن را بر پيامبر گراميش محمد (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم) نازل كرده، و به اين جهت آن را قرآن ناميده كه خواندنى شد. قرآن داراي مراتبي است: يک مرتبه وجود حقيقي و ديگر مرتبه وجود ظاهري، وجود ظاهري آن در قالب الفاظ است ولي وجود باطني آن کل واحدي است که بر قلب پيامبر(ص) در شب قدر نازل شده است.

مهمترين پرسشي که از تاويل کنندگان اخبار نزول دفعي مي پرسيم اين است که: آيا خداوند وقتي مي خواهد از ماه رمضان و شب قدر و مسئله نزول قرآن در آن شب سخن بگويد به همين قرآن در دست مردم اشاره مي کند يا قرآن پنهان از چشم مردم و متفاوت که کسي به آن دسترسي ندارد؟ به چه دليل شيخ صدوق «قرآن» را نه خود قرآن بلکه علم اجمالي به قرآن معنا مي کند؟ چه دليلي وجود دارد که بيت المعمور همان قلب پيامبر(ص) است؟ چرا مرحوم علامه منظور از قرآن را نه خود قرآن بلکه وجود باطني دور از دسترس همگان تلقي کرده اند؟ حال آنکه خداوند حکيم به هنگام سخن گفتن با بندگان خود از آنچه قابل فهم مخاطبين است به عنوان قرآن نام مي برد. از طرف ديگر در پاسخ به استدلال لغوي مرحوم علامه بايد گفت: اکثريت قاطع آياتي که با واژه انزال در قرآن به کار رفته است، ظهور در نزول تدريجي دارند نه آنگونه که ايشان خواسته اند از لغت استفاده کنند و بگويند انزال به معناي نزول دفعي است. مثلاً اين آيه که مخاطب آن عموم مردم هستند، چگونه قابل حمل بر نزول دفعي است؟ لقد انزلنا اليکم آيات مبينات.(24نور، 34) ما براي شما آياتي روشن نازل کرديم.

6- شروع قرآن در شب قدر(ماه رمضان) بوده است، يا هنگامه بعثت(ماه رجب)؟
متفقاً گفته شده است که اولين وحي بر پيامبر پنج آيه اول سوره علق بوده است. اگر اين آيات بنابر گفته اهل سنت در شب قدر و در ماه مبارک رمضان نازل شده باشد مشکلي پيش نمي آيد ولي اگر بنا بر قول مشهور نزد شيعه بعثت رسول الله را 27 رجب بدانيم، جمع بين بعثت در ماه رجب و نزول قرآن در ماه رمضان بسيار دشوار است. توجيه هايي مي توان داشت: 1- بگوييم 27 رجب قرآن نازل نشد، بلکه فقط مژده نبوت به ايشان داده شد و در ماه مبارک رمضان اولين آيات بر پيامبر(ص) نازل گرديد. 2- ايات سوره علق در ماه رجب بر پيامبر اکرم(ص) نازل شد. اولين سوره کامل نيز سوره حمد يا فاتحه الکتاب(پيشگفتار کتاب) بوده است که ممکن است در همان اوايل بعثت براي نماز پيامبر فرود آمده باشد. پس از طي دوره فترت که گفته اند وحي بر پيامبر نازل نشد در شب قدر اولين آيات قرآن همچون سوره مدثر بر پيامبر اکرم(ص) نازل گشته باشد. 3- تغييراتي که هر دو سال يکبار توسط قريش تحت عنوان نسيء در ماههاي حرام انجام مي شد و قرآن کريم در اواخر عمر پيامبر آن را ممنوع فرمود باعث اختلال در ماهها گشته است. بر اين اساس محتمل است که آن سال رجب در ماه رمضان بوده است.

7- شب قدر کدام شب از يک از شبهاي ماه مبارک رمضان است؟
در کتب روايي شيعه و سني احاديث بسياري در مورد شب قدر وجود دارد. سيوطي در تفسير خود، دّر المنثور، حدود 85 روايت در مورد شب قدر آورده است. در غالب اين روايات آمده است که شب قدر در دهه آخر ماه مبارک رمضان و در يکي از شبهاي فرد آن است که با روايات شيعي توافق دارد. اين روايات شب 21، 23، 25، 27، 29 را شب قدر دانسته است. طبري در تفسير خود نقل مي کند که کل قرآن در شب 24 رمضان نازل شد. (ج1، ص80) سيوطي در در المنثور هم همين را گفته است. در تفسير عياشي نيز از شيعه اين روايت از امام صادق نقل شده است که شب نزول قرآن شب 24 است. اما روايت شب 24 و 30 با فرد بودن شب قدر سازگار نيست. از بين شب هاي فرد، بيشترين روايات اهل سنت مربوط به شبهاي 23 و 25 و 27 است. در روايات صحيح شيعه شبهاي 21 و 23 بيشترين مويدات را دارد و شب 23 ماه رمضان از قوت بيشتري برخوردار است. اما در مورد شب 19 بايد گفت کمترين تاييدي از نظر روايت ندارد. مرحوم کليني در کافي سه روايت در مورد شب 19 نقل کرده است که دو روايت ضعيف و يک روايت صحيح است و در هر سه گفته شده است که شب 19 مقدمه شب قدر است. پس با يک روايت صحيح غير صريح، نمي توان به شب قدر بودن شب 19 اعتقاد پيدا کرد. بعلاوه اينکه روايات زيادي از شيعه و سني نقل شده است که شب قدر در دهه آخر ماه مبارت رمضان است که شامل شب 19 نمي شود. هيچ يک از روايات نقل شده در مورد 19 نيز صريحا نگفته است که شب 19، شب قدر است. بنابراين شب قدر که قرآن در آن نازل شده است نمي تواند، شب 19 ماه مبارک رمضان باشد.

به نظر مي رسد علت اينکه مردم ايران بيشترين اهتمام را به شب نوزدهم و بيست و يکم دارند و کمتر از آن دو شب، به شب 23، که طبق روايات شيعه شب قدر بودن آن بيشتر محتمل است، توجه دارند ارتباط آن با ضربت خوردن مولاي متقيان علي عليه السلام است. شب قدر شب مبارکي است و شب شهادت شب حزن و اندوه است.

8- چرا شب قدر مشخص نشده است؟
دسترسي به هر امر ارزشمند هزينه خود را دارد و هر چه چيزي ارزشمندتر باشد هزينه آن هم بيشتر است. چيزي که ارزش آن از هزار ماه بيشتر است نبايد به راحتي در اختيار افراد قرار گيرد، چرا که باعث مي شود تا ارزش آن کمتر شود. پس احتمالاً پنهان بودن اين شب در شبهاي ماه رمضان و عدم وضوح شب قدر براي گستردگي و افزايش عبادت بندگان و انس بيشتر آنان با خداوند بوده است.
در هر صورت معصومين شب قدر را مردد بين چند شب نقل کرده اند. و پيامبر اکرم(ص) همه دهه آخر ماه مبارک رمضان را بيدار بودند و رختخواب خود را جمع مي فرمودند و خانواده خود را بيدار نگاه مي داشتند و به عبادت مي پرداختند به خوبي روشن نيست که عدم تشخص شب قدر فقط مربوط به غير معصومين است يا براي معصومين نيز از امور غيبي محسوب مي شده که براي آنان آشکار نبوده است واگر از پنهان بودن آن غرضي داشته اند اين مقصد و فلسفه شامل حال معصومين نيز مي شده است.

9- شب قدر به زمان نزول اختصاص دارد يا هر سال تکرار مي شود؟
با وجودي که شب قدر اصالتاً همان سال اول نزول قرآن بوده است ولي قرآن کريم مي فرمايد: تنزل الملائکه و الروح، فعل مضارع تکرار و استمرار را مي رساند يعني شب قدر منحصر در آن شب نزول قرآن در همان سال نيست، بلكه با تكرر سنوات آن شب هم مكرر مى‏شود. روايات و عملکرد معصومين نيز بر اين نکته تاکيد دارند که هر سال در همان هنگام نزول قرآن، شب قدري تکرار مي شود و فرشتگان و روح در آن نازل مي شوند. به تعبير امام صادق(ع)ليله القدر هي اول السنه و هي آخر السنه.

پس در هر سال قمرى، در ماه رمضان شب قدرى هست با اين تفاوت که در آن شب ديگر قرآن نازل نمي شود بلکه تنها فرشته و روح فرود مي آيند، و رحمت الهي را بر بشر فرود مي آورند ولي چگونگي آن به درستي و روشني معلوم نيست.

10- حوادث منقول در مورد شب قدر طبق چه افقي اتفاق مي افتد؟
اختلاف افق در شهرها گاهي تا سه شب متفاوت است و در اين حالت سه شب، شب 23 ماه مبارک رمضان است. حال پرسش اين است که آيا هر سه شب شب قدر است و در هر سه شب قرآن نازل شده است و مقدرات در هر سه شب، بنابر افق آدميان تعيين مي شود و در هر سه شب عمل صالح ثواب عمل هزار ماه دارد يا آن که شب قدر مطابق با افقي است که قرآن در آن نازل شده است؟ بايد اعتراف کرد که پاسخها به اين پرسش قانع کننده نيست. پس آيا براي درک شب قدر راهي جز پاس داشتن همه اين شبها وجود دارد.

محمد نصر اصفهاني

http://baztab.com/news/50720.php

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم آبان 1385ساعت 7:8  توسط مجید اولاد | 

براي چاپ صفحه ابتدا متن كامل مطلب را انتخاب سپس دكمه فوق را فشار دهيد

 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره سايت
اين سايت بمنظور انعكاس مظلوميت جهان اسلام طراحي گرديده است و ميكوشد با جمع آوري اخبار گوشه اي از مظلوميت جهان اسلام را نشان دهد

مظلوميت جهان اسلام

لينك
مرکز اطلاع رسانی فلسطین
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
بهمن 1387
دی 1387
مهر 1387
اسفند 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
آذر 1385
آبان 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
صفحات ويژه سایت
امام خمینی (ره) و مسأله فلسطین
"من آخرین فرزند زرتشتم"
تروريست يعني ....(تصوير)
بازی (شما هم سنگ بزنید...) روی play Game کلیک کنید
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

مجيد اولاد

New Page 5

مدت زمان حضور شما در اين سايت:
کد انتخاب دلخواه رنگ پس زمینه


www.irLearn.com





Powered by WebGozar

کد انتخاب دلخواه رنگ پس زمینه

 

سايت خبري بازتاب

خبرگزاري ايرانا

خبرگزاري ايسنا

خبرگزاري موج

خبرگزاري مهر

خبرگزاري قدسنا

خبرگزاري فارس

خبرگزاري كار ايران

واحد مركزي خبر

خبرگزاري ميراث خبر

روزنامه ها و نشريات

افراد آنلاين درسايت: نفر

 

Email: mazlomayat@noavar.com

تعدادبازديد كنندگان از سايت